اخر سال و شهر تکانی
بازدید 123
0

اخر سال و شهر تکانی

روزهای پایانی سال را پشت سر میگذاریم و به اخر سال و شهر تکانی نزدیک میشویم؛ علاوه بر تبلیغات انواع مواد شوینده که بدلیل رسم دیرینه ی ما یعنی همان خانه تکانی حجمشان این روزها در تلوزیون بیشتر شده است و نیسان آبی های پر از قالی های بسته بندی شده که ازین کوچه به ان کوچه در حال پر و خالی شدن هستند ، دیدن اولین شکوفه ها بر سر شاخه های برخی درختان نوید بهار را به ما میدهند . هر کجا که پا میگذاری همگی در حالا تدارک برای هرچه بهتر استقبال کردن از بهار می باشند . این استقبال فقط مختص خانه ها و مغازه ها و اداره جات نمیشود بلکه حتی خیابان هم انگاری دارد خودش را میتکاند و گرد و غبار و دود این همه وسیله نقلیه را از خود دور میسازد . مثلا از همین امروز برایتان میگویم :(اخر سال و شهر تکانی)
صبح با خستگی هرچه تمام تر از خواب بیدار شدم . اخر این هوا ، هوای خواب تا لنگ ظهر است مار ا چه به سحر خیزی … خلاصه اینکه یک صبحانه ی دم دستی نوش جان کردم و لباس پوشیدم و به سمت شرکت راه افتادم . اما خدای من چه میدیدم ، انگاری که پاکبان های نارنجی پوش دست به اعتراض زده باشند . هر یک با یک دستمال در دست راستشان و جاروی معروفشان در دست دیگر ابتدای هر کوچه ایستاده بودند . همینطور غرق در نگاه کردنشان ازداخل ایستگاه اتوبوس بودم و با خودم دو دوتا چهار تا میکردم که یعنی از دیشب تا به امروز چه اتفاقی افتاده است که اینان اینگونه اینجا ایستاده اند ، که به یک باره همگی باهم شروع کردند به تمییز کردن تابلوی ابتدای هر کوچه ، حتی نمیتوانید تصورش را بکنید که عجب رنگ ابی قشنگی دارند این تابلوها … آن طرف تر جدول ها را رنگ میکردند . یکی در میان زرد و مشکی و یا سبز و سفید . بلوار ها و میدان ها به لطف باغبان ها پر از گل شده اند و بر سر هر چهار راهی و در هر عابر پیاده ای ماهی قرمز است که دلبری میکند و سنبل است که لبخند بر لب سواره ها و پیاده ها می آورد. انگاری فقط جای حاجی فیروز است که خالیست که آنهم کم مانده تا برسد . میدانید چیست ما در کشوری زندگی میکنیم که پر از رنگ و زیبایی است این از بهارش پیداست . اما میدانید مهمتر از ان چیست ؟ باید به هر زیبایی رسید تا مبادا از بین رود . یک هفته ای میشود که در جای جای این شهر که قدم میگذاری اسکانهایی را میبینیم که بر سردر ورودیشان نوشته است : نهال رایگان . امیدوارم که امروزشما هم رسم زیبای درختکاری را به جا آورده باشید و با دستانتان یک زندگی را خلق کرده باشید . اسرا کوچولویمان میگوید : درخت ها هم جان دارند ، نه بخاطر این که گیاهند و زندگی گیاهی دارند نه . بلکه بخاطر رنگ عوض کردنشان در هر فصل. آنها هم همراه انسان ها به استقبال پاییز و زمستان و بهار و تابستان می روند و این را از روی رنگ برگهایشان فهمیده است. بچه است دیگر … خلاصه این که : روز درختکاری و اخر سال و شهر تکانی تان سبزِ سبز.

 

اشتراک گذاری

دنبال کنید نوشته شده توسط:

محمد موسوی

نظرات کاربران

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *