تحلیل فیلمInterstellar
بازدید 313
1

تحلیل فیلم Interstellar

داستان فیلم از کجا شروع شد؟تحلیل فیلم Interstellar تحلیل فیلم Interstellar
تحلیل فیلم Interstellarسال 1997، لینداز اوبست تهیه کننده امریکایی در لوکیشین فیلم علمی تخیلی و ماندگار” تماس ” اثر زمیکس با اخترشناس وفیزیکدان مشهور، کیپ تورن صحبت می کند و نظریه های او را در مورد فضا-زمان می شنود، اینگونه اولین جرقه های ساخت فیلم میان ستاره ای روشن می شود، اندو فیلمنامه ای می خواستند که شگفت انگیزترین رویدادهای کهکشان در ان روایت شود!
سال2006، استیون اسپیلبرگ و کمپانی پارامونت پیکچرز هر دوبیانیه ای دادند و رسما کار تولید فیلم شروع شد، سال 2007 جاناتان نولان نیز استخدام شد تا از طرح هشت صفحه ای اوبست و تورن یک فیلم نامه بنویسد، ولی سال 2009 استیون اسپیلبرگ با کمپانی دریم ورکز خود، از کمپانی  پارامونت به والت دیزنی کوچ کرد و حالا پارامونت، کارگردان جدید نیاز داشت!
بعد از جدایی اسپیلبرگ، اعتصاب نویسندگان در حوزه ی سینما رخ داد و جاناتان نیز چندین ماه، نوشتن را رها کرد تا در نهایت کریستوفر نولان برادر جاناتان در سال 2012، رسما به این پروژه پیوست، کریستوفر که کارگردان  اختصاصی کمپانی برادران وارنر به حساب می امد، پای این کمپانی را نیز به این فیلم باز کرد!
سرانجام هر دو کمپانی معظم پارامونت و برادران وارنر در سال 2013 اعلام کردند، که فیمی در مورد فضا با همکاری هم زیر نظر کریستوفرنولان خواهند ساخت! حالا فیلمنامه نویسی زبردست به نام جاناتان و کارگردانی جاه طلب به نام کریستوفر در مقابل دانشمند و فیزیک دانی به نام کیپ تورن ایستاده بوند!
کریستوفر با ورودش به این پروژه، فیلم نامه ای کاملا شخصی را نیز با خود آورده بود، اما جاناتان 4 سال برای فیلم نامه ی اصلی زحمت کشیده بود! حتی دوره ای را نیز برای آموزش  نظریه نسبیت در موسسه فناوری کالیفرنیا گذرانده بود! او برای خلق سناریوی آخرالزمانی فیلم نامه خود، فیلم نامه های زیادی از وال-ئی تا آواتار و ده ها عنوان دیگر را جز به جز برسی کرده بود!
فیلمنامه ی جاناتان در آینده ای نزدیک رخ می داد، زمانی که شرایط زندگی در زمین تقریبا غیرممکن شده است و حالا بازماندگان اهل علم می خواهند با این شرایط بجنگند!ولی فیلمنامه کریستوفر در اسمان ها و سکوت بی انتهای فضا جولان می داد! در نهایت هردو فیلمنامه باهم ادغام شد و قسمت ابتدایی داستان که در زمین روایت می شود به جاناتان و قسمت ماجراجویی در فضا نیز به کریستوفر سپرده شد، اما نقش فیزیک دانی همچون کیپ تورن چه بود؟!

تحلیل فیلم interstellarنظریه های علمی کیپ تورن

نظریه های علمی کیپ تورن، اساس نگارش فیلمنامه میان ستاره ای بود!برادران نولان که همکاری کیپ تورن را می خواستند، مجبور شدند با شرط، او موافقت کنند! شرظ کیپ تورن این بود: هیچ نکته ای در فیلم نباید قوانین اثبات شده علم فیزیک را زیر پا بگذارد و همچنین تمام پیش بینی های فیلم میان ستاره ای از اینده نباید افسارگسیخته باشد و باید از قوانین صحیح علمی پیروی کنند!نه اینکه برآیند خلاقیت های نهفته در داستان سرایی باشند!
نتیجه این شد که داستان از ذهن خلاق برادران نولان خارج شد، اما کیپ تورن ان داستان را در چهارچوب علم نگه داشت! این همکاری باعث محدودیت نشد بلکه ایده های بی پایان علمی باعث به وجود آمدن اینده های خلاقانه تر و به مراتب نفسگیرتری در فیلم نامه نویسی شد!همین همکاری سه جانبه باعث شد، کریستوفر نولان به خواسته اصلی و رویایی که در ذهن داشت برسد!
کریستوفر نولان می خواست، تماشاگرانش، خود را جای فضانوردان فیلم بگذارند و راهی سفری برای کشف دنیاها و کهکشان های جدید شوند!هدف او این بود که تماشاگرش عظمت این سفر میان ستاره ای را با وجود خود حس کند!

Black hole bookshelf dimension for Interstellar - thought this belonged  here : LiminalSpace

سفری سینمایی به اعماق علم

دو نوع فیلم علمی تخیلی فضایی داریم: در نوع اول، شخصیت داستان می نشیند درون یک فضاپیام و کلیداستارت را می زند و برو که رفتیم! ولی در نوع دوم جزئیات مهم است!از چگونگی ساخت فضاپیما تا ترس و استرس شخصیت داستان و حتی عاقبت و آینده ای که پشت دکه استارت، انتظارمان را می کشد! فیلم ها بازبان خودشان میگویند از کدوم نوع هستند! میان ستاره ای از نوع دوم بوده و همچون یک سفرسینمایی به اعماق علم است!
در قسمت قبلی این بخش گفتم؛ پشت تمام قوانین علمی و نظریه های ثبت شده فیلم میان ستاره ای، اخترشناس مشهورو برنده جایزه نوبل کیپ تورن قرار دارد!تورن ابتدا نزدیک به یک سال با جاناتان نوان ملاقات های چند ساعته داشت، سپس نوبت به کریستوفر رسید! چندین ماه قرارهای چند ساعته انان ادامه یافت،تا هر دو به یک نتیجه صحیح از ادغام داستان پردازی و علم برسند! در این فیلم مرز بین علم و داستان، دقیقا مسیر سفر تماشاگر به اعماق علم در چهارچوب سینماست!
در این مجادله های چندماه مابین نولان و تورن هرکدام عقب نشینی هایی از اهداف خود داشتند!به طور مثال، دوهفته طول کشید تا نولان از خیر سفر با سرعت بیشتر از نور بگذرد!تورن می گوید:مجبور شدم به او مدارک علمی گسترده ای نشان بدهم مبنی بر اینکه انرژی چیزی که با سرعت نور حرکت می کند به بی نهایت می رسد و در پیرامونش زمان تا جایی ارام می شود که گویا کاملا متوقف شده است، چه برسد به سرعت بیشتر از نور! دو هفته زمانبرد تا اورا از این سفر غیرعلمی منصرف کنم!
اما کیپ تورن هم یک جاهایی باید از خواسته هایش می گذشت!نولان به خوبی می دانست، بارعلمی فیلم برای تماشگر عادی سینما بسیار سنگین است!
به همین دلیل نمی توانست اجازه دهد، تورن از سیاه چاله و کرم چاله بیشتری استفاده کند! کیپ تورن و جاناتان نولان به دنبال استفاده از شش کرم چاله و پنج سیاه چاله بودند! اما کریستوفر نولان جلوی انها ایستاد و گفت: فقط می توانیم از یک کرم چاله و یک سیاه چاله استفاده کنم! این حد نهایی است!
در مجادله های این دو نفر شکوفایی های قابل توجهی نیز وود داشت! به طور مثال نولان در داستان خود به انبساط زمان نیاز داشت و تورن به هیچ عنوان موافق این اندازه از انبساط زمان در فیلم نبود! نولان اصرار می کرد و تورن نیز باید یک راه علمی می کرد! خواسته نولان به این دلیل علمی نبود که او له دنبال سیاره ای می گشت، که انبساط زمان در ان به طرز غیرقابل باوری بزرگتر از چیزی بود که در فیزیک دیده ایم!
تورن می گوید: نولان پشت سر هم می گفت: باید این سیاره را داشته باشیم!من به خانه رفتم، قبل از خواب روی این موضوع فکر کردم، سپس محاسبات را انجام دادم، فهمیدم اگر یک سیاه چاله داشته باشیم که خیلی نزدیک به اخرین مدار گردش پایدار این سیاه چاله باشد، می توان انبساط زمانی ک نولان می خواهد را داشته باشیم! این یعنی شکوفایی علمی پیرامون فیلم میان ستاره ای!

Interstellar - Bookshelf Scene by Alex on Dribbble

چند بعدی بودن انسان

از دیگر مشکلات این دو نفر می توان به مسئله چند بعدی بودن انسان اشاره کرد!ما انسان ها ذهن سه بعدی داریم، اما دو بعد را می توانیم ببینیم!در زمینه بعد چهارم یا زمان نیز، ما ان را حس می کنیم اما نمی توانیم زمان را ببینیم!برای دیدن زمان باید یک موجود 5 بعدی باشیم تا بتوانیم زمان را ببینیم تا بتوانیم زمان را نیز به صورت یک حجم بببنیم! حالا مشکل اصلی اینجاست که ما انسان ها، موجودات پنج بعدی نیستیم ولی نولان باز هم می خواست زمان را به شکل تصویر یا حجم نشان دهد!
اینشتین با نظریه نسبیت خود، بعد چهارم یا زمان را ثابت نموده، اما تاکنون علم نتوانسته است جواب قطعی و کاملی برای بعد پنجم پیدا کنید! تورن این موضوع را به خوبی می دانست و نولان نیز اصلا به وافعیت بعد پنجم کاری نداشت!!!

نولان فقط به دنبال یک پیچش داستانی بود! او با فرض اینکه مسئله گرانش و محاسبات پیرامونش جواب بعد پنجم را روشن نموده، داستان خود را جلو برده و تورن نیز تمام دقت خود را بکار برده تا این داستان از چهارچوب نظریه های علمی خارج نشود!
حال فرص کنید ما انسان ها به پنج بعد اشراف داریم، یعنی زمان را نیز می توانیم به شکل حجم ببینیم! به دیالوگ های آنه هاتوی در فیلم دقت کنید: برای یک موجود پنج بعدی زمان مثل کوه ها و دره هاست! شما می توانید مثل بالا رفتن از کوه در زمان جلو بروید یا مثل رفتن در یک دره در زمان به عقب برگردید! نولان با استفاده از ساختار یک تسرکت و دکورسازی توانست زمان را قیقا به شکل حجم و بعد چهارم نشان دهد، تسرکت همتای چهاربعدی یک مکعب سه بعدی است: تورن نیز با توجه به نظریه ریسمان، زمان را در بعد پنجم از یک حجم یازده بعدی می دید و با توجه به اینکه در نظریه ریسمان از بعد چهارم تا بعد بیست و ششم را فقط می توان با محاسبات ریاضی درک کرد و هنوز علم به نمایش صحیص ان دست پیدا نکرده، سکان تسرکت فیلم را بهترین جواب برای نشان دادن بعد چهارم یا زمان می دید!چرا که این سکانس به هیچ عنوان نظریه ریسمان را رد نمی کند!

Montages: International Edition » Christopher Nolan's Interstellar, plan A:  Caressing across the galaxies

پیوند سینما با علم فیزیک 

ما به گرانش نیاز داریم!انسان ها از زمان تولد، تحت تاثیر نیرو جاذبه هستند، همین تاثیر ثابت جذابه بر بدن انسان، باعث یک روند تکراری از زیست شده اشت!
بدن ما انسان ها به این نوع از رشد و زندگی با توجه به جاذبه، عادت کرده است از همین رو وقتی که یک فضانورد از جو زمین خارج می شود، تحت تاثیر جاذبه صفر یا همان بی وزنی قرار می گیرد! همین جاذبه ی صفر برای بدن و حیات فضانورد در بلندمدت مشکل ساز خواهد شد!

نیروی گریز از مرکز در مقابل جاذبه صفر!

بهترین روشبرای شبیه سازی نیروی جاذبه در یک سفینه فضایی این است که جذابه را برعکس کنیم!یعنی به جای اینکه نیرویی ازپایین ما را به کف سفینه بچسباند، از نیروی استفاده کنیم که از بالا ما را به کف سفینه فشار دهد، برای رسیدن به این نیرو، بهترین گزینه، نیروی گریز از مرکز یک حرکت دایره شکل است!
به این گونه که فضاپیما را حول یک مرکز دایره می چرخانیم تا اشیاء و انسان های درون فضاپیما، بوسیله نیروی گریز از مرکز به بیرون دایره پرتاب شوند!

ساده ترین راه برای درک بهتر این نیرو، زمانی است که در پیچ یک جاده، نیرویی شما را حتی روی صندلی، به سمت بیرون پرتاب می کند! حال تصور کنید در سفینه ای چرخان هستیم، اگر دیوارهای بیرونی این سفینه را سطح زیر پای خود تصور کنیم نیروی گریز از مرکز ما را به کف سفینه فشار می دهد و جاذبه مصنوعی را شبیه سازی می کند ! یکی از علمی ترین تئوری های ساخت جاذبه مصنوعی همین نیروی گریز از مرکز است.اکنون می دانیم که چرا فضاییما فیلم میان ستاره ای به دور خود می چرخید!
اما ایا تنها هدف گرانش یا همان جاذبه چسباندن ما انسانها به کف زمین است؟

چرا گرانش(جاذبه)؟!

برای درک بهتر بعد چهارم یا همان زمان، ما انسان ها باید موجودات پنج بعدی باشیم! همچنین به این موضوع نیز اشاره کردم که کریستوفر نولان، کلا به واقعیت بعد پنجم اشاره نمی کند! چرا که انسان ها هنوز در دیدن کامل بعد چهارم یا همان زمان مشکل دارند چه برسید به بعد پنجم! پس چرا نولان به عنوان فیلم نامه نویس، گرانش را به عنوان بعد پنجم انتخاب کرد؟!

این که کریستوفر نولان جواب موضوعات پنهان پیرامون مسئله نیروی گرانش را جوابی برای درک بعد پنجم، درداستان فیلم تلقی می کند، به هیچ عنوان اتفاقی نیست! چرا که جاذبه در واقعیت نیز یکی از ابعدا مجهول هستی است!بله،درست خواندید، جاذبه و ابعاد پیرامونش هنوز مجهول هستند! یکی از مسائل پیرامون گرانش که دانشمندان بسیاری را درگیر خوده نموده است، نظریه وحدت است!

نظریه وحدت چیست؟

در فیزیک، بخشی به نام ذرات داریم، منظور از ذرات، ذره هایی به کوچکی دانه های شن نیست، بلکه منظور ذره هایی است که سطح کوچک تر یا ریزتری از انها وجود نداشته باشد!یعنی میلیون ها برابر ریزتر از ذرات تشکیل دهنده یک اتم، در فیزیک ذرات ما نظریه ای داریم به نام :نظریه وحدت این نظریه بیانگر این موضوع است که ذرات خیلی خیلی ریز تشکیل دهنده هر ماده ای که در جهان هستی وجود دارد، بر چهار انرژی که باهم اتحاد دارند، استوارند!
این چهار انرژی که در ابعاد فیزیک ذرات وجود دارند و باهم به شکل متحد تشکیل یک انرژی واحد را می دهند! این نیروها عبارتند از: نیروی قوی هسته ای، نیروی الکترومغناظیس، نیروی ضعیف هسته ای و نیرو گرانش، بله درست خواندید.گرانش! تنها وظیفه گرانش، نگه داشتن ما و اشیاء بر زمین نیست! بلکه گرانش در تشکیل ریزترین ذرات هستی، نقش مهمی دارد! تمام راز های کیهان حول همین مسئله گرانش می چرخد!
در مباحث فیزیک ذرات، مکانیک کوانتوم و همچنین در بسیاری از نظریه های دنیای فیزیک همچون” نظریه وحدت یا نظریه همه چیز، معادلات مجهولی که پیرامون مسئله گرانش وجود دارند، باعث شده است، داشنمندان و فیزیک دانان بزرگ نتوانند از مرز تئوری عبور کنند و به جواب خیلی از سوال های خود برسند! می گویند برای حل مسائل پیرامون گرانش، ابتدا باید تصمیمی را اتخاذ کنیم، ان تصمیم چیست؟ تحلیل فیلم Interstellar

دنیارا 5 بعد ببینیم!

تصمیمی وجود دارد مبنی بر اینکه، نباید دنیا را محدود به نظریه نسبیت اینشتین بدانیم یعنی اینکه، باید دنیا را علاوه بر بعد چهارم که اینشتن گفته است، بر پنج بعد متصور شویمتا بتوانیم معادلات پیرامون نظریه هایی همچون وحدت و همه چیز را حل کنیم!کریستوفر نولان در فیلم میان ستاره ای دقیقا دنیا را پنج بعد متصور می شود و بعد پنجم را نیز گرانش معرفی می کند!اینجاست که سینما با فیزیک پیوند می خورد! تحلیل فیلم Interstellar

یک یادگاری علمی

کریستوفر نولان کارگردان فیلم میان ستاره ای، بیشتر از اینکه بخواهد یک فیلم علمی تخیلی بسازد، علاقه مند بود که یک یادگاری علمی را برای تاریخ سینما از خود به جای بگذارد، در اسلاید های بعدی ، چندین  تلاش ماندگار از نولان از نولان و گروهش را خواهید خواند که باعث شده است این فیلم، به یک یادگاری علمی تبدیل شود! این تلاش برای فیلم سازی در چهارچوب واقعیت، تا ابد در تاریخ ماندگار است! تحلیل فیلم Interstellar

تصاویر فضایی

کیپ تورن به لندن رفت تا باگروه های جلوه های ویژه همکاری داشته باشد، او مهارت و دانش اخترشناسی خود را در اختیار این گروه قرارداد، تا تصاویر فضایی این فیلم مخصوصا، کرم چاله و سیاه چاله به واقعیت نزدیک باشند!گروهی که ساخت این تصاویر را برعهده داشت،بیشتر از 1 میلیون تصویر فضایی را از رصدانه سلطنتی بریتانیا و تلسکوپ فضایی هابل انالیز کرد! همچنین داده های اطلاعاتی مربوط به 5/2میلیون ستاره را از ناسا دریافت و در ساخت بستر ستاره ای تصاویر فضایی فیلم استفاده نمود! تحلیل فیلم Interstellar

ذرت و طوفان شن

حتما اطلاع دارید  که برای ضبط سکانس های زمین، گروه تولید ، زمین زراعتی را در کانادا اجاره کرد و در ان ذرت کاشت، اما شاید ندانید که نولان می خواست طوفان های شن درون فیلم نیز واقعی باشند!گروه تولید بعد از جستجوی فراوان، ماده ای صنعتی به نام C-90 را پیدا کرد که از جنس خرده مقوا بود، این ماده سمی نبود و در بدن نیز تجزیه می شد! انها بوسیله پنکه های بسیاربزرگ و دو بالگرد این ماده را در هوا پخش کردند و طوفان های شن لازم را ساختند.فیلم میان ستاره ای فیلم میان ستاره ای فیلم میان ستاره ای فیلم میان ستاره ای فیلم میان ستاره ای فیلم میان ستاره ای فیلم میان ستاره ای فیلم میان ستاره ای فیلم میان ستاره ای فیلم میان ستاره ای فیلم میان ستاره ای فیلم میان ستاره ای فیلم میان ستاره ای فیلم میان ستاره ای فیلم میان ستاره ای فیلم میان ستاره ای فیلم میان ستاره ای فیلم میان ستاره ای فیلم میان ستاره ای فیلم میان ستاره ای فیلم میان ستاره ای فیلم میان ستاره ای فیلم میان ستاره ای فیلم میان ستاره ای فیلم میان ستاره ای فیلم میان ستاره ای فیلم میان ستاره ای فیلم میان ستاره ای فیلم میان ستاره ای فیلم میان ستاره ای فیلم میان ستاره ای فیلم میان ستاره ای

فضاپیماها

برای فیلم میان ستاره، سه فضاپیما بر اساس مدل های ناسا، طراحی و ساخته شد! سفینه رنجر و لندر قابلیت فرود روی زمین را داشتند، این دو سفینه در اندازه واقعی با وزنی نزدیک به پنج تن ساخته شدند! سفینه رنجر حالت اکتشافی داشت و لند نیز یک سفینه بارکش بود!هردو نیز به خاطر خمل و نقل به مکان فیلم برداریريال قابلیت باز و بسته شدن داشتند! سفینه ایندیورنس که قرار بود حالت ایستگاه فضایی را داشته باشد، با 12 کپسول که یاداور ساعت و مسئله ی زمان در فیلم نامه بود ساخته شد، این تنها فضاپیمایی بود که در ابعاد کوچک ساختند!

فیلم برداری در فضاپیماهای رنجر و لندر

نولان به دنبال فیلم برداری IMAX، درون فضاپیماها بود! دوربین IMAX بسیار بزرگ و سگین است، به همین دلیل گروه تولید مجبور شد باز هم دست به دامن علم شود، انها یک پایه دوربین شی محوره و بازو شکل، به نام والدو ساختتند که اجازه ی مانور بالایی رادر فضاپیما  به تصویربردار می داد انها حالا می توانستند به راحتی در هر دو فضاپیما، فیلمبرداری IMAX کنند و حتی نمای کلوز اپ را از چهره بازیران در ان فضای اندک ضبط کنند.

فضا از پشت پنجره

نولان می خواست وقتی فضا از پشت پنجره فضاپیماها نشان داده می شود، جلوه تخیلی نداشته باشد، به همین دلیل، پشت پنجره های دکوری سفینه ها، پرده هایی تا کف اتاق آویزان کردند، که بسیار صیقلی و مسطح بود! سپس به وسیله چند پروژکتر، تصاویری که از فضا انالیز کرده بودند را به صورت مجزا شده روی پرده، باهم ترکیب کردند! نتیجه کار، تصاویر سه بعدی و به شدت واقعی بود که در نهایت تمام گروه فیلم سازی را حیرت زده کرد.

سیاره های میلر و من

نولان قبلا برای سراغاز بتمن تجربه فیلمبرداری در کشور ایسلند را داشت، به همین دلیل زمانی که گروه تولید در کانادا مشفول کاشت ذرت بود، برای پیداکردن لوکیشین سیاره من به ایسلند سفر کرد و بعد از چندین روز گشت هوایی موفق شد، یخچال طبیعی را پیدا کند که به دلیل دوده یک اتشفشان، لباسی خاکستری به تن کرده بود! کریستوفر نولان همچنین برای لوکیشن سیاره میلر، جاده ای پانزده کیلومتری را به سمت مرداب بروناسندور ایسلند ساخت، تا بتواند وسط ان سکانس های خود را ضبط کند.
فیلمInterstellar فیلمInterstellar فیلمInterstellar فیلمInterstellar فیلمInterstellar فیلمInterstellar فیلمInterstellar فیلمInterstellar فیلمInterstellar فیلمInterstellar فیلمInterstellar فیلمInterstellar فیلمInterstellar فیلمInterstellar فیلمInterstellar فیلمInterstellar فیلمInterstellar فیلمInterstellar فیلمInterstellar فیلمInterstellar فیلمInterstellar فیلمInterstellar فیلمInterstellar فیلمInterstellar فیلمInterstellar

ربات های تارس و کیس

نولان به ربات های پیشرفته نیاز داشت اما این ربات ها قرار نبود شبیه انسان باشند یا حتی زیبا باشند انها قرار بود ربات های ارتشی باشند که حالا توسط ناسا استخدام شده اند، به همین دلیل ربات ها را بسیار خشک و کعب مانند ساختند! برای حرکت ربات ها نیز،چهار طرح علمی از دانشگاه ام ای تی ارائه شد، اما بودجه مورد نیاز برای حرکت ربات ها بسیار بالا بود، سرانجام نولان تسلیم شد و ربات ها را به عروسک گردان تحویل داد و عروسک گردان نیز به وسیله پرده سبز(جلوه های ویژه) از تصویر حذف شد! نقد فیلمInterstellar نقد فیلمInterstellar نقد فیلمInterstellar نقد فیلمInterstellar نقد فیلمInterstellar نقد فیلمInterstellar نقد فیلمInterstellar نقد فیلمInterstellar نقد فیلمInterstellar نقد فیلمInterstellar نقد فیلمInterstellar نقد فیلمInterstellar نقد فیلمInterstellar نقد فیلمInterstellar نقد فیلمInterstellar نقد فیلمInterstellar نقد فیلمInterstellar نقد فیلمInterstellar نقد فیلمInterstellar نقد فیلمInterstellar نقد فیلمInterstellar

کاپتان کوپر

سال 2014، متیو مک کانهی بازیگر 51 ساله اهل تگزاس امریکا، در یکی از درخشان ترین فیلم های علمی تخیلی تاریخ سینمنا، به ایفای نقش پرداخت.خودش می گود:بازی در این فیلم را بخاطر پسرم قبول کردم اما هیچ بازیگری در حال حاضر، در دنیا وجود ندارد که رویای بازی در یکی از فیلم های کریستوفر نولان را نداشته باشد و من نیز همیشه مشتاق این شانس بوده ایم !! اما هیچ چیز برای متیو، ساده پیش نرفت!
متیو در لحظه قبول نقش کاپیتان کوپر به هیچ عنوان فکر نمی کرد که برای این نقش باید چه مطالعاتی را داشته باشد و با چه سطحی از ناشناخته ها روبرو شود! زمانی که مشغول بازی در سریال کارگاهان واقعی بود مدیر برنامه های نولان از طریق تماس تلفنی به او اطلاع می دهد که باید صبح یکشنبه با نولان ملاقاتی داشته باشد، ان هم در دفتر شخصی نولان در منزلش . تحلیل فیلم Interstellar تحلیل فیلم Interstellar تحلیل فیلم Interstellar تحلیل فیلم Interstellar تحلیل فیلم Interstellar تحلیل فیلم Interstellar تحلیل فیلم Interstellar

اشتراک گذاری

دنبال کنید نوشته شده توسط:

ساعدی

نظرات کاربران

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

  1. Tara گفت:

    واقعا فوق العاده بود👌🏻بهترین و کاملترین نقدی بود که تابحال از این فیلم دیدم…